X
تبلیغات
انعکاس...

انعکاس...

به نام آنکه عشق ومحبت راآفریدتاانسانهاچیزی برای هدیه دادن به هم داشته باشند

سلام دوستان عیدتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 13:19  توسط نازنین و نارین  | 

سلام

ببخشید یه مدت بهتون سر نزدم هم درگیر امتحانای دانشگاه بودم هم نتم یه مدت خراب بود شما هم که به کل مارو فراموش کردین نامردا

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 12:32  توسط نازنین و نارین  | 

دوستت دارم...

سراپای وجودم خواهان توست تو را دوست دارم.

تویی که هر لحظه و ثانیه فکرت در اعماق وجودم هست .

زمانی که تو را می بینم کلمات در ذهنم ترکیب می شوند فکرم چون پرنده ای سبک سال از قفس می جهد و به پرواز در می آید.

دستانم به لرزشی چون لرزش زمین می افتد چون تو را دوست دارم.

و آنگاه است که قلم را بر می دارم و آنچه در درون دارم به قلم می آورم و به لوح سفید کاغذ این طور می نویسم:

                                    دوستت دارم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:43  توسط نازنین و نارین  | 

گناه

گنه کردم گناهی پر زلذت

در آغوشی که گرم و آتشین بود

گنه کردم میان بازوانی

که داغ و کینه جوی و آهنین بود

در آن خلوتگه تاریک و خاموش

نگه کردم به چشم پر ز رازش

دلم بی تابانه لرزید

ز خواهشهای چشم پر نیازش

در آن خلوتگه تاریک و خاموش

پریشان در کنار او نشستم

لبش بر روی لبهایم هوس ریخت

ز اندوه دل دیوانه رستم

فرو خواندم به گوش قصه ی عشق

ترا می خواهم ای جانانه ی من

ترا می خواهم ای آغوش جانبخش

ترا ای عاشق دیوانه ی من

هوس در دیدگانش شعله افروخت

شر لب سرخ دو پیمانه رقصید

تن من در میان بستر نرم

بر روی سینه اش مستانه لرزید

گنه کردم گناهی پر ز لذت

کنار پیکری لرزان و مد هوش

خداوندا چه می دانم چه کردم

در آن خلوتگه تاریک و خاموش

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:41  توسط نازنین و نارین  | 

بوسه

در دو چشمش گناه می خندید

به رخش نور ماه می خندید

در گذرگاه آن لباس خموشش

شعله ای بی پناه می خندید

شرمناک و پر از نیازی گنگ

با نگاهی که رنگ مستی داشت

در دو چشمش نگاه کردم و گفت

باید از عشق حاصلی برداشت

سایه ای روی سایه ای خم شد

در نهانگاه راز پر در شب

نفس روی گونه ای لغزید

بوسه ای شعله زد میان دو لب

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:40  توسط نازنین و نارین  | 

لطیفه...

نفرین ترکی: آرزودارم خداکنه ان شاالله به حق پنج تن الهی آمین.

 

 

به لره میگن توی پیامبرا زنم بود میگه آره پیامبر اعظم پیامبر اکرم.

 

 

ترکه عابربانکشو میندازه تو ضریح میگه امام رضا حاجتموبده تارمزشوبهت بگم .

 

 

پیامک لره به دوست دخترش مهم نیست که قشنگ نیستی قشنگ اینه که مهم نیستی.

 

 

یه روزیه فارسه یه لره یه اصفهانی یه قزوینیه ومن تصمیم می گیریم توروسرکاربذاریم که گذاشتیم.

 

 

توف به این زندگی ،توف به عشق،توف به نامردی،توف به دلتنگی ،توف به انتظار ،توف به جدایی ،توف برسون توفام تموم شد

 

 

خدا برای روح لر 72تا ملکه فرستاد 2تا سوال می کردن 70تا حالیش می کردن.

 

 

برنامه کودک شبکه قم :آخوند صورتی ،شیخ شجاع، حاجی ریزه و منبر سحرآمیز،حاج منصور عسل ، مداح زبل ، جوجه طلبه زشت ، حاجی لنگ دراز، اهل البیت آیت ا... ارنست.

 

 

آموزش بستن کربات در بین لرها دوباره جان 20 نفردیگر راگرفت.

 

 

هشداربه دختران مجرد: به زودی دختران چینی با مهریه کم وارد کشور میشوند.

 

 

به لره میگن چرا درس می خونی؟میگه درس می خونم دکتر بشم ،مطب بزنم،پول دربیارم، نیسان بخرم کار کنم.

3شباهت زن با موتور گازی :پرسروصدا، یک دنده، کم ظرفیت.

 

 

بامعرفت ترین دوست تو کیه؟

الف :من

ب: گزینه الف

ج : الف و ب

د : همه موارد

 

زبونی که به کسی نگه دوست دارم فقط به درد لیسیدن بستنی قیفی می خوره:

پس:

د

و

س

.

.

.

ولش کن بستنیش خوشمزه تره...

 

دعای خانم های مجرد: اللهم  الرزقنا جوانک الرشید الغنی و الصاحب المدارک و المسکن ، راکب الزانتیا ، مطیع الامر، لا خواهر لا مادر، متخصص الطبخ و النظافت المنزل و ماهر بالتعویض الکهنه الطفل الصغیر، الخلاصه: الزن ذلیل

 

درپی قطع برق در اردبیل جمعی از هموطنانمان ساعتها روی پله

 

<###>

این علامت حاکم بزرگ  میتی کمانه ،احترام بگذارید

تونه تو از خودمونی

زمبه...

 

 

خربالدارتاحالا دیدی:

.

.

.

ندیدی ؟!

.

.

.

پس فکر پروازو از سرت بیرون کن!

 

 

درجه نظامی ترکا :

خرباز، خرجوخه،  خروان، خرجرد، خرجنگ، خرتیپ، خرلاشگر،اسب؟!

 

یک سوال روانشناسی  باپاسخ به این سوال میفهمید افسرده هستید یا نه؟

سوال:

شماافسرده هستید یا نه؟

 

مناجات یک لر با خدا:

خدایا ماه رمضان را مانند جام جهانی هر 4 سال یک بار و آن را هر بار در یک کشور قرار بده و ایران را چندین دوره محروم کن.

 

چهار چیز که حوا نمیتونه به آدم بگه:

1-     من آدمت می کنم

2-     از شوهرای دیگه یاد بگیر

3-     من قبل از تو کلی خواستگار داشتم

4-     من میرم خونه مامانمینا

 

به یه بسیجی میگن 2 خط موازی یعنی چه؟

میگه 2 خطی هستن که هیچ گاه به هم نمی رسن مگه به دستور مقام معظم رهبری...!

 

 

در ازای هر نقطه یک سوت بزن

.

.

.

دیدی 3 سوت اسگلت کردم؟

 

از ترکه می پرسن چرا اخبار انقدر طولانی شد؟

میگه شاید قسمت آخرش باشه!

 

 

به ترکه می گن کدوم شهرو دوست داری ؟میگه سانفرانسیسکو

میگن بنویس

میگه غلط کردم قم

 

 

به لره میگن: چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد؟

میگه مسابقه قرآن داریم

جدیدترین نظریه مجتهد ترکها :

انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست

 

دعای لر در پایان نماز:

.

.

.

خدایا مواظب خودت باش

 

 

روباهی به زاغی گفت:

به به چه دمی! چه بدنی! عجب استیلی

زاغ گفت: خفشو !

اون موقع کلاس دوم بودم الان شوهر دارم!!

 

لره از کنار جنه رد می شه جنه میگه بسم ا... این دیگه چی بود!!!

 

مار میره حموم زنانه همه جیغ می کشن میگه نترسین کبری هستم از بسیج خواهران

 

مواد لازم برای درست کردن لر:

.

.

.

مواد را حرام نکنید لر درست بشو نیست

 

 

انشای یک لر :

به نام خداوندی که هر چی می کشیم از اوست

 

 

                    
+ نوشته شده در  شنبه 3 مهر1389ساعت 14:42  توسط نازنین و نارین  | 

تو زندگی همه ما چیزهایی هست که ما اصلا متوجه آنها نمی شیم

مثل انعکاس اعمالمون که بازتاب آن به طرف خودمون

بیاید بازتابی زیبا داشته باشیم

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 12:10  توسط نازنین و نارین 

بی قرار...

تو که رفتی دلم و فاصله خون می کنه

همه خاطره هات من و مجنون می کنه

چراغای خونتون همه دل خوشیم بودن

اما از شانس بدم اونا هم خاموش شدن

بی قرار تو شدم دیگه آروم ندارم

دارم از غصه ی تو اشکام و کم می یارم

بعد تو هیچی واسم دیگه معنا نداره

از زمین و آسمون واسه من غم می یاره

هنوزم تنهاییم و هیچ کی باور نداره

بهترین رفیقمم من و تنهام می ذاره

رفتی و حسرت توتا ابد رو دلم

هر چقدر گریه کنم به خدا خیلی کم

توی شهری که دیگه از تو ردپایی نیست

توی شب ستاره ای واسه خودنمایی نیست

دیگه با رفتن تو عشق از اینجا پر کشید

عمر عشق و عاشقی خیلی زود به سر رسید...

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 12:5  توسط نازنین و نارین  | 

پاییز وابرا...

می دونم بر نمی گردی می دونم کارم تمومه

این روزا تو سر نوشتم پر لحظه های شومه

لحظه هایی که اسیرن توی جنگ سرد پاییز

بی تو زندگیم همینه قصه ای تلخ و غم انگیز

می خوام ابرارو ببینم می خوام اون بالا بشینم

می خوام اونجا دلم و بشکافم و بگم این پایین برام هیچی نداشت

بی تو من موندم و بارون با روزای سرد پاییز

زندگیم مثل یه قصه ست پر روزای غم انگیز

می دونم فصلای عمرم بی تو تا ابد خزونه

آخرش دوری چشمات منو تا مرگ می کشونه...

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 12:4  توسط نازنین و نارین  | 

اعتماد...

با تمام وجود اعتماد کنیم که خداوند آنجا که راه نیست

راه می گشاید

هرگز دیر نمی کند

تنها کافی است

باور کنیم

که می بیند،می داند و می تواند....

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 12:3  توسط نازنین و نارین  |